لسان الملك سپهر

2016

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

سيصد ( 300 ) صاع جو ، مرهون بود . پنجم : الخريق به اسم : ولد الارنب « 1 » . ششم : سعديه - با سين مهمله و عين بىنقطه و به غين معجمه نيز گفته‌اند - ، منسوب به شهرى است كه درع را نيكو سازند ، اين دو درع از سلاح بنى قينقاع گزيده شده است ، گويند : سعديه زرهى است كه داود در قتل جالوت دربرداشت . [ هفتم ] : و زره هفتم را فضّه نام بود . در ذكر مغفر رسول خداى رسول خداى را دو ( 2 ) مغفر « 2 » بود : اول : موشح . دويم : ذو السبوغ ، به جهت رسائى اين نام يافت . و نيز خودى داشت كه نام آن اسعد بود . و نيز گفته‌اند آن حضرت را خودى كه عرب « بيضه » خواند و در روز احد آن خود به سبب صدمات اعدا بر سر مباركش نشست و سر مباركش شكسته شد ، و گروهى بيضه را از مغفر بدان شناسند كه مغفر شبيه به طاقيه است و باشد كه آن را حديده تا بينى فرود آمده بود ، و بيضه را طولى و بر طرف اعلى تيرى باشد و نيم بيضه ، نعامه را ماند و آن را حلقه‌ها بود كه گردن و روى و بعضى از كتفين و سينه را بپوشد . در ذكر سپر و نيزه و كمان و بعضى اشياء ديگر رسول خداى را سه ( 3 ) سپر بود :

--> ( 1 ) . ولد الارنب : بچهء خرگوش . ( 2 ) . مغفر بر وزن منبر : خود كه در موقع جنگ بر سر نهند .